تنها نشسته ام و چای مینوشم وبغض میکنمهیچکس مرا به یاد نمی آورداین همه آدم روی کهکشان به این بزرگیو من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم ....S....سهم من از با تو بودن شکستن بود...از قلبت ب من کوله باری ازغم ها رسید..از قلبت ب من لحظه هایی رسیدمثل این لحظه ک همچنان اشک میریزم!!از اینکه دیگر نیستیطعمه ی سرنوشت شده ام..و زندگی آنقدر بی خیال استک جان مرا نمیگیرد!!!عشق هرگز نمی میرد..و تو هیچ گاه دوباره نمی آی
زیبا ترین قسم سهراب سپهری...
ن تو میمانی و ن اندوه
و ن هیچ یک از مردم این آبادی...
.
.
.
ب حباب نگران لب یک رود قسم...
و ب کوتاهی آن لحظه شادی ک گذشت...
غصه هم میگذرد...
آنچنانی ک فقط خاطره ای خاهد ماند...
لحظه ها عریانند...
ب تن لحظه خود.. جامه اندوه مپوشان هرگز... ♥ یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 21:53 توسط زینب
تنها نشسته ام و چای مینوشم وبغض میکنمهیچکس مرا به یاد نمی آورداین همه آدم روی کهکشان به این بزرگیو من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم ....S....سهم من از با تو بودن شکستن بود...از قلبت ب من کوله باری ازغم ها رسید..از قلبت ب من لحظه هایی رسیدمثل این لحظه ک همچنان اشک میریزم!!از اینکه دیگر نیستیطعمه ی سرنوشت شده ام..و زندگی آنقدر بی خیال استک جان مرا نمیگیرد!!!عشق هرگز نمی میرد..و تو هیچ گاه دوباره نمی آی
تنها نشسته ام و چای مینوشم وبغض میکنمهیچکس مرا به یاد نمی آورداین همه آدم روی کهکشان به این بزرگیو من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم ....S....سهم من از با تو بودن شکستن بود...از قلبت ب من کوله باری ازغم ها رسید..از قلبت ب من لحظه هایی رسیدمثل این لحظه ک همچنان اشک میریزم!!از اینکه دیگر نیستیطعمه ی سرنوشت شده ام..و زندگی آنقدر بی خیال استک جان مرا نمیگیرد!!!عشق هرگز نمی میرد..و تو هیچ گاه دوباره نمی آی